طول مطالعه: 4 دقیقه

به زعم هامیر اگر چه شرکتهای چندملیتی همچنان که در بالا اشاره شد در برخی از موارد از عدم مزیت برخوردارند ولی نسبت به شرکتهای داخلی از مزیتهایی چون علائم تجاری، حق اختراع، تکنولوژی برتر، دانش سازمانی و مهارتهای مدیریتی برخوردارند که را از سایر اشکال فعالیت همچون صادرات و اعطای لیسانس، سودآورتر میسازد. کشور میزبان سرمایه، تبعیضات ملیگرایانه و ریسکهای تبدیل نرخ ارز و همچنین هزینههای پایین صادرات کالا به کشورهای میزبان، به چه علت اقدام به سرمایهگذاری خارجی در این کشورها میکنند. ​ ​​!

قرعه کشی خودرو در پایان این مرحله، حق مالکیت صنعتی، افزایش عرضه محصولات جایگزین و کسب مهارتهای تولید، ورود به صنعت را از نظر فنی تسهیل میکند، تقاضا کششپذیرتر از قبل میشود چرا که مصرف کننده از میان عرضههای مختلف، انتخاب مطلوب را به عمل آورده یا بهترین انتخاب را انجام میدهد. یکی از عوامل مهم در جذب سرمایهگذاری خارجی وجود شرایط مناسب جهت سرمایهگذاری در کشور مقصد میباشد که براساس تعاریف سازمانهای بینالمللی نظیر بانک جهانی تحت عنوان شاخصهای بهبود فضای کسب و کار مطرح شده است.

به گونهای که با بهبود شرایط کسب و کار شرایط تولیدی بهبود میبخشد و سرمایهگذاران ترغیب به سرمایهگذاری در پروژههای صنعتی و تولیدی میشوند. تورم از نظر تغییر توزیع درآمد به نفع صاحبان سود و از کانال ایجاد پسانداز، شرایط مساعدی برای سرمایهگذاری فراهم میکند. تورم به عنوان اساسیترین معضلات در طول حیات اقتصادی هر کشور شناخته میشود. بهبود فضای کسب و کار به معنای بهبود و رونق تولید و در نتیجه محرک رشد اقتصادی است، به گونهای که اصلاح و بهبود فضای کسب و کار زمینه مشارکت بخش خصوصی در عرصه اقتصاد، ارتقاء سطح اشتغال و تولید را فراهم میسازد.

به طور کلی بهبود فضای کسب و کار از جمله مسائل اساسی در پیشبرد اهداف اقتصادی است و مکمل خصوصیسازی است. هدف این مقاله بررسی اثر تورم و بهبود فضای کسب و کار بر سرمایهگذاری خارجی است. تورم و تغییرات زیاد آن موجب عدم اطمینان و در نتیجه سلب انگیزه و تأخیر در تصمیمگیری برای سرمایهگذاری میشود و تخصیص منابع را دچار اخلال میکند، همچنین به سوددهی سرمایهگذاری تأثیر منفی دارد. بنابراین اثر خالص تورم بر سرمایهگذاری خارجی به تقابل این اثرات بستگی خواهد داشت.

قرعه کشی خودرو Sale.iranecar.ir دغدغه اصلی تئوری کاوز این بود که چرا شرکتها به وجود میایند و چرا همه معاملات یک اقتصاد در بازار روی نمیدهد؟ بدین معنا که در صورت وجود فاصله روانی بیشتر هیچ شرکت خارجی مایل به سرمایهگذاری به شکل مالکیت کامل نخواهد بود. لذا شناخت رفتار سرمایهگذاری در کانون توجه اقتصاددانان و سیاستگذاران اقتصادی بوده است. سرمایهگذاری مستقیم خارجی عبارت است از: "سرمایهگذاری که مستلزم یک ارتباط بلندمدت است و نشان دهنده منافع پایدار و کنترل واحد اقتصادی مقیم یک کشور (سرمایهگذار مستقیم خارجی و یا بنگاه مادر) بر واحد اقتصادی مقیم کشور دیگر (سرمایهگذاری انجام شده در کشور میزبان به صورت شعبه فرعی بنگاه مادر) است".

زلنسکی و خامنه ای علاوه بر این تورم، ارزش فعلی سرمایهگذاریهایی که با چند دوره تأخیر به بازدهی میرسند را کاهش میدهد و باعث ضرر و زیان به سرمایهگذاریهای دیر بازده میشود. در چنین وضعیتی مبدعان تصمیم میگیرند که محصول در کشورهای در حال توسعه را به دلیل پایین بودن هزینهها در این کشورها تغییر دهند. بر اساس این فرض، جریان سرمایه کشورهایی را در می نوردد که در آنها نرخهای بالای سود وجود داشته باشد.

بنابراین، زمانی که عواملی مانع از جریان اطلاعات از و به سوی یک بازار میگردد موضوع فاصله روانی مطرح میشود و فاصله روانی از عناصر تعیین کننده شکل سرمایهگذاری تلقی میگردد. برای کاهش هزینههای تولید در هر جا که امکان داشته باشد روشهای خط مونتاژ، فرایندهای پیوسته و فنون دیگر تولید انبوه به کار گرفته میشود و نسبت کار به سرمایه کاهش مییابد. در مرحله سوم (مرحله بلوغ) حجم فروش صنعت به حداکثر میرسد، فرایند تولید بیش از گذشته سرمایه بر است، نسبت کارگران غیرماهر و نیمه ماهر در مقایسه با مراحل قبلی افزایش مییابد.

در واقع دانینگ برای تبیین در صدد تلفیق طیفی وسیع از تئوریهای رقیب بر میآید تا پاسخی به چرایی، میزان و مکان بیابد. زمانی که این امر اتفاق بیافتد، یک شرکت متولد میشود و به تبع آن منافع ناشی از اقدامات عمدتاً به جای بازار در درون بنگاه و سازمان به دست میآید. مدل مزبور بر این امر تاکید دارد که اختلافات فرهنگی، زبان، سطح آموزش و توسعه اقتصادی میان کشور مادر و کشور میزبان تاثیر عمده در تصمیم شرکتها به سرمایهگذاری در خارج دارد. &;​​​​ .

سرمایهگذاری یکی از اجزای مهم تقاضای کل است که نقش بسیار تعیینکنندهای در نوسانات اقتصادی و رشد اقتصادی هر کشور ایفا میکند. دوم اینکه بر خلاف جریان سرمایه که انتقال مواد و وجوه در میان دو بخش مستقل در بازار صورت میگرفت، در انتقال بیشتر در درون یک شرکت روی میداد. تا دهه 1960 عمدتاً این فرض وجود داشت که در نتیجه وجود نرخهای متفاوت سود حاصل از جریان سرمایه در سطح بینالمللی به وجود میاید. در دهه 1970 شاخهای از ادبیات با عنوان تئوری درونیسازی ظهور یافت.

اجزای هر یک از مزیتهای مد نظر دانینگ در جدول شماره (1) آورده شده است. مزیتهای ناشی از درونیسازی و مزیتهای موقعیتی (دانینگ 1977). به زعم دانینگ شرکتها زمانی درگیر خواهند شد که مزیتهای سه گانه مالکیت، موقعیت مکانی و درونیسازی وجود داشته باشد. تحقیقات مدل اوپسالا نشان داد که عمده شرکتهای سوئدی ابتدا در نزدیکترین کشورهای شمال اروپا از قبیل نروژ صورت میپذیرد. یکی از عناصر اصلی مدل بینالمللیسازی اوپسالا مسأله "فاصله روانی" است.

آخرین بروزرسانی در: